{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دَمِشــ گَـرمـ

دَمِشــ گَـرمـ
بارونــــو میگَمــ
زَد بِــہ شونَمــ وَ گُفتـــ
خَستــِہ شُدی؟
اِستِـــراحَت کُـــن
اِمشَـبـ مَنــ بِــہ جــات میبآرَمــ
دیدگاه ها (۴)

پایانِ صحنهوقتی آخرین دشمنِ نزدیک عقب رفت، تانجیرو برای یک ل...

حسین_نان_حلال_تمام_باباهاست‌پدرم گفت خدایا پسرم نا اهل استهم...

سناریووووو

هفدهم بیست مین بعد جونگکوک آنقدر با تهیونگ بازی کرده بود که ...

در من یک شاعر رمانتیک زندگی می‌کند؛که میان هیاهوی زندگیِ مدر...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟒یونا دیگر از یونگی نمی‌ترسید.با او ح...

تا خــدا هستڪسی تنهـا نیست   من اگر گم شده ام       تو اگر خ...

گاهی ذهن فقط به چند ثانیه فاصله نیاز دارد.صدای آب می‌تواند ض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط