خواهربرادری(session2)part11

خواهربرادری(session2)part11
جیمین:(نگاه میکنه به هایون)
هایون:چیزی شده؟
جیمین:امتحان چندمته که مردود شدی؟(😊)
هایون:چهارمی
جیمین:پس فک نمیکنی هم به خودت ضربه میزنی هم به منو کوک؟
هایون:(دستشو گرفتم و انداختم پریدم جلوش)واسم مهم نی اصن دانشگاه هم فق برا خوشگذرونی میرم
جیمین:خب پس ترک تحصیل کن به جاش
هایون:واقعا میتونممم؟
جیمین:من که نخواستم بری دانشگاه خودت رفتی
هایون:با آخرین حرفی که زد پریدم بغلش
جیمین:اییی آرومم بچهههه
کوک:چههه خبرهههه
هایون:کوککک میتونممم ترک تحصیل کنممم
کوک:وای خداروشکر از دست شیطان های مزمن دانشگاه راجب میشیم
هایون:اوپااااا(🥹)
کوک:خیلی خب اونجور نگاه نکن بیا بریم صبحانه کوف کنیم
هایون:(دستشو انداخت رو گردن کوک)بریممم(😌)

(۵ دیقه قبل مهمونی)
جی هوپ:هایونااا
هایون:بلههه(🤗)
جی هوپ:چرا کبکت خروس میخونه
هایون:واو اوپا نمیدنی جیمین اوپا چه تصمیمی مهمی راجب آینده من گرفته
جیمین:هوففف
جی هوپ:(نگاه چپی بار جیمین کرد)چه تصمیمی ؟
هایون:قراره ترک تحصیل کنممم یععع
جی هوپ:چییییییی(😳)
هایون:چیشد؟
جی هوپ:عیشش برا جیمین دارمم
هایون:عع چیکارش داری خوبببب
(صدای زنگ در)
جی هوپ:فعلا اینا رسیدن بعد میگم
(خوب خوب اینجا همونجایی ک نباید میزدم زیرش اما بع علت اینکه من ع دیشب نخوابیدم و الان بشدت خابم میاد احوالپرسی رو نمینویسم)

ادامه پارت بعد
دیدگاه ها (۵)

خواهربرادری part5

رمان دختر خاص پارت 11

p34یک ساعت کامل بود که کوک بی‌هدف توی شهر می‌چرخید.نه مقصدی ...

༒̶خ̶و̶ن̶ ̶ش̶ی̶ر̶ی̶ن̶ 😈part:¹⁵۱.ت : جیمینااااا اونو بریز توی ...

My charming bully part 12.--- علامت شخصیت‌ها:هانا ➤ +هایون (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط