{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کدامین چشمه سمی شد که آب از آب میترسد

کدامین چشمه سمی شد که آب از آب میترسد
که حتی ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد
گرفته دامن شب را غباری انچنان درهم
که چشم از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب میترسد...
دیدگاه ها (۱)

تقدیم ب تموم دوستانی ک با لایکاشون آزاد شدم

تقدیم ب تموم دوستانی ک با لایکاشون آزاد شدم

ﺁﻧـــﮑـــﻪ ﻭﺍﻗـــﻌـــﺎ ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺭﺩ !ﺑــــﻪ ﺳــــﺎﺯ...

ﺟﻐﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﻦ ﻭ ﺁﻭﺍﺯﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ...ﻭ ﺧ...

پارت ۷۲

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.برای چند لحظه فقط...

سناریو جدید

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ۴]روز سوم و چهارم هم تقریباً به...

مرد بی رحم

«رایحه پنهان»موهاش هنوز به‌هم‌ریخته بود و از حالت خواب‌آلود ...

dark life = 39

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط