{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی دروغ به حقیقت گفت:میل داری باهم به کنار دریا برویم و

روزی دروغ به حقیقت گفت:میل داری باهم به کنار دریا برویم و شنا کنیم؟؟
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد.
آن دو باهم به کنار دریا رفتند و حقیقت لباس هایش را در آورد،دروغ حیله گر لباس های او را پوشید و رفت.از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است،اما دروغ در لباس های حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود...
دیدگاه ها (۲)

نام=)سایه مافیا### پارت هفتم: بازگشتِ سایهروزها در سکوتِ سنگ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

( last minute )

پارت اول راز خون

معامله p19چند روز گذشت.حال جونگ‌کوک بهتر شده بود.دیگر دستگاه...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

داستان عاشقانه جدید

007-پنهان در مه - پارت ۶۶

پارت بیستم | سقوط از پله‌هاصبح روز بعد...هوای سئول خنک‌تر از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط