من حسودم

من حسودم
حتی به بادی که موهایت رانوازش میکند
من حسودم
حتی به آفتابی که تنت را گرم میکند
و تو لباست را کم میکنی
و من نگران نگاه خورشیدم!
من حسودم حتی به دستانت
که گاه دست به سینه می ایستی!
احساس می کنم خودت را در آغوش گرفته ای
من حسودم به هر چشمی که تو را نگاه میکند
من حسودم به لبخند هایت!
از نثارشان به دیگران
من حسودم به هر چیزی که تو را حس میکند...
دیدگاه ها (۳۰)

انگار...وام گرفته اندتمام دریاها رااز ژرفای نگاه تووابرها ،ا...

پروانه جان

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

***آرومم تو که باهامی...* مجسمه باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 30 | پایانشش سال بعد... 🤍لینو توی آ...

My Arirang Part 8

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط