{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لرزه بر پیڪره ےشام می افتد وقتے

لرزه بر پیڪره ےشام می افتد وقتے
چادر فاطمه را بر سرخود می پوشد

بی سَبَب نیست عَدو ازسخنش میترسد
زینب است،خون علے در رگ او میجوشد

#وفات_حضرت_زینب(س)🏴
#تسلیت_باد🥀
دیدگاه ها (۱)

یک زن ایستاد…و روایت دشمن را شکست داد.وقتی دشمن گمان کرد با ...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت اول)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط