{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل از من برد و روی از من نهان کرد

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهایی ام در قصد جان بود
خیالش لطفهای بی کران کرد
که را گویم که با این درد جانسوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد
دیدگاه ها (۰)

https://wisgoon.com/toniiiii شهریوری ها زلالند و اهلِ کینه و...

شب که می شود ؛ تمامِ جهان می خوابند .من می مانم و سکوتی که د...

چند پارتی

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط