شیعه حسنی یاشیعه حسینی ؟
تاریخ پیدایش مذاهب علوی وشیعه برمی گردد به حادثه بعد از عاشورا که امام حسین (ع)فرزند سوم حضرعلی (ع)توسط کوفیان وبه دستور یزید ناجوانمردانه کشته شد وخانواده او مدتی دراسارت یزید درشام بسر بردند!
بعدازاین واقعه فرق مختلف شیعی علوی مثله کیسانی وزیدیه واسماعلیه واثنی عشری وصدهافرقه سنی علوی گرا ساخته شدکه دوران پراشوب جهان اسلام قرن ها بعد زیر سایه اختلاف مذهبی شد
به دنبال حادثه عاشورا در بین شیعیان نوعی بحران سیاسی پدیدار شد. به طوری که اخوند نوبختی می نویسد: مردم به حیرت افتادند که کار امام حسین(ع) درست بود یا کار امام حسن(ع) حسن حکومت و لشکر بسیار داشت و دشمنش ضعیف بود با این حال صلح کرد. حسین حکومت نداشت، لشکرش ضعیف بود و دشمنش قوی و جنگید و شهید شد. این شکاکیت عدهای را از تشیع منصرف کرد. شرایط اجتماعی شیعیان به گونهای بود که تشنه انتقام بودند و رویه حسینی را میپسندید. آنان که شیعه ماندند نمیتوانستند امامت را از انقلابیگری و مبارزه قهر امیز تفکیک کنندبه همین جهت راهشان را از امامان شیعه جدا کردند. عدهای به محمد بن حنفیه پسر دیگر امام علی بن ابی طالب(ع) پیوستند. عدهای به امامت هر که از ال علی که مورد توافق و رضایت محبان اهل بیت بودند انتخاب شدند. این عده از شیعیان به مواضع انقلابیِ خشنن سلفی روی اورده بودند. غافل از اینکه اسلام به تعبیر امام باقر(ع) صبر و وسعت نظر زیادی دارد و با تفسیر سختگیرانه که خوارج به دلیل جهالت خویش از دین داشتند و کار را بر زندگی روزمره خود سخت میکردند و دست از زندگی عادی برمیداشتند
امام سجادو امام باقر و امام صادق(ع) رویکردشان مصلحانه بودند
مختار تحت حمایت محمد بن حنفیه،برادر امام حسین،
زید بن علی فرزند امام سجاد و سادات حسنی مثل عبد الله بن حسن بن حسن و علویان رویکرد مسلحانه داشتند. جریان اول سعی داشت تا با فعالیت فرهنگی از مقابله نظامی و عملی با حاکمیت خودداری کند ولی جریان دوم درصدد بود تا با قیام مسلحانه علیه حاکمان ظالم به مقابله با آنان برخیزد. این افراد نمیتوانستند امامت امام سجاد (ع) را بپذیرند که سعی داشت رویه مصلحانه را بپذیرند و حرکت خشونت بار و انقلابی تشکیل حکومت دینی موکول نماید. روشن است که این موضع امام به معنای سازش و تایید حاکمیت جور نبود بلکه تضمین دوام اندیشه شیعه با کمترین تلفات بود.
اینک پرسش این است که کشور ایران که در دنیای مدرن قرار گرفته است رفتارش باید تا چه حد با قواعد گذشته شیعه منطبق باشد؟ ایا مصلح گرایی در فقه شیعه منحصر به روابط شخصی با اکثریت اختصاص دارد و در عرصه بینالملل قابل طرح نیست؟یاباحمایت نظامی از گروهای خشن تندروی شبه نظامی درمنطقه مثله انصارله وحماس وحزب الله وطالبان وچچن های روسی مصالح عمومی مردم شیعه رافدای دیدگاهای جنگ طلبانه تندروهادرمنطقه شود!؟
کشورهای اهل سنت مثله ترکیه، مالزی، اندونزی ومصرتونس وعربستان کویت و امارات برای حفظ مصالح بلند مدت اقتصادی و منافع ملی خود تقیه و مدارا پیشه کنند و زیرساختهای خود را حفظ کنند ولی ما سالها مشغول نبرد و مقابله ساختگی بااسراییل وامریکا وبقیه شویم ودرعوض زیرساخت های خودرا رادراختیارقدرت های کمونیستی بی دین جهان مثله چین روسیه وکوبا وبقیه بدهیم و زیرساختهای خود را از دست بدهیم و مغزها و سرمایههای اجتماعی خویش منابع نسل تینده را صرف این مبارزه کنیم؟ ایا تنگی معیشت و مشکلات عدیده اقتصادی بهداشتی و محیط زیستی فرار استعدادهای قوی و اندیشمندان از کشور و ظهور نشانههای دینگریزی جوانان و مردم از دین به دلیل سیاستهای مسولان امربدیهی میشود جایزنیست؟
مگر مراجع ما خود نمیگویند اگر نهی از منکری باعث ضرر و زیان به اقتصاد و سیاست کشور شود و مردم به دلیل سکوت علما به اصل دین و علمای دین سوء ظن پیدا کنندسکوت حرام است
چرامراجع دربرابرفشار های اقتصادی واجتماعی نظیر بیکاری گرانی تورم اختلاس ربای بانکی ورشکستگی کارخانجات وبالارفتن خط فقر ساکتن؟
تقیه اینجا به صلاح است؟
نقش علمای شیعه که زمانی درتحریم تنباکو وقیام مشروطه سازنده بود چون الان حکومت به ظاهردینی است دربرابربحران های اجتماعی ساکتند!
مردم که قدرت ندارند ولی شما که قدرت مالی واجتماعی سرشاری دارید باید جلوفسادوظلم به حقوق مسلمین رابگیرید
بعدازاین واقعه فرق مختلف شیعی علوی مثله کیسانی وزیدیه واسماعلیه واثنی عشری وصدهافرقه سنی علوی گرا ساخته شدکه دوران پراشوب جهان اسلام قرن ها بعد زیر سایه اختلاف مذهبی شد
به دنبال حادثه عاشورا در بین شیعیان نوعی بحران سیاسی پدیدار شد. به طوری که اخوند نوبختی می نویسد: مردم به حیرت افتادند که کار امام حسین(ع) درست بود یا کار امام حسن(ع) حسن حکومت و لشکر بسیار داشت و دشمنش ضعیف بود با این حال صلح کرد. حسین حکومت نداشت، لشکرش ضعیف بود و دشمنش قوی و جنگید و شهید شد. این شکاکیت عدهای را از تشیع منصرف کرد. شرایط اجتماعی شیعیان به گونهای بود که تشنه انتقام بودند و رویه حسینی را میپسندید. آنان که شیعه ماندند نمیتوانستند امامت را از انقلابیگری و مبارزه قهر امیز تفکیک کنندبه همین جهت راهشان را از امامان شیعه جدا کردند. عدهای به محمد بن حنفیه پسر دیگر امام علی بن ابی طالب(ع) پیوستند. عدهای به امامت هر که از ال علی که مورد توافق و رضایت محبان اهل بیت بودند انتخاب شدند. این عده از شیعیان به مواضع انقلابیِ خشنن سلفی روی اورده بودند. غافل از اینکه اسلام به تعبیر امام باقر(ع) صبر و وسعت نظر زیادی دارد و با تفسیر سختگیرانه که خوارج به دلیل جهالت خویش از دین داشتند و کار را بر زندگی روزمره خود سخت میکردند و دست از زندگی عادی برمیداشتند
امام سجادو امام باقر و امام صادق(ع) رویکردشان مصلحانه بودند
مختار تحت حمایت محمد بن حنفیه،برادر امام حسین،
زید بن علی فرزند امام سجاد و سادات حسنی مثل عبد الله بن حسن بن حسن و علویان رویکرد مسلحانه داشتند. جریان اول سعی داشت تا با فعالیت فرهنگی از مقابله نظامی و عملی با حاکمیت خودداری کند ولی جریان دوم درصدد بود تا با قیام مسلحانه علیه حاکمان ظالم به مقابله با آنان برخیزد. این افراد نمیتوانستند امامت امام سجاد (ع) را بپذیرند که سعی داشت رویه مصلحانه را بپذیرند و حرکت خشونت بار و انقلابی تشکیل حکومت دینی موکول نماید. روشن است که این موضع امام به معنای سازش و تایید حاکمیت جور نبود بلکه تضمین دوام اندیشه شیعه با کمترین تلفات بود.
اینک پرسش این است که کشور ایران که در دنیای مدرن قرار گرفته است رفتارش باید تا چه حد با قواعد گذشته شیعه منطبق باشد؟ ایا مصلح گرایی در فقه شیعه منحصر به روابط شخصی با اکثریت اختصاص دارد و در عرصه بینالملل قابل طرح نیست؟یاباحمایت نظامی از گروهای خشن تندروی شبه نظامی درمنطقه مثله انصارله وحماس وحزب الله وطالبان وچچن های روسی مصالح عمومی مردم شیعه رافدای دیدگاهای جنگ طلبانه تندروهادرمنطقه شود!؟
کشورهای اهل سنت مثله ترکیه، مالزی، اندونزی ومصرتونس وعربستان کویت و امارات برای حفظ مصالح بلند مدت اقتصادی و منافع ملی خود تقیه و مدارا پیشه کنند و زیرساختهای خود را حفظ کنند ولی ما سالها مشغول نبرد و مقابله ساختگی بااسراییل وامریکا وبقیه شویم ودرعوض زیرساخت های خودرا رادراختیارقدرت های کمونیستی بی دین جهان مثله چین روسیه وکوبا وبقیه بدهیم و زیرساختهای خود را از دست بدهیم و مغزها و سرمایههای اجتماعی خویش منابع نسل تینده را صرف این مبارزه کنیم؟ ایا تنگی معیشت و مشکلات عدیده اقتصادی بهداشتی و محیط زیستی فرار استعدادهای قوی و اندیشمندان از کشور و ظهور نشانههای دینگریزی جوانان و مردم از دین به دلیل سیاستهای مسولان امربدیهی میشود جایزنیست؟
مگر مراجع ما خود نمیگویند اگر نهی از منکری باعث ضرر و زیان به اقتصاد و سیاست کشور شود و مردم به دلیل سکوت علما به اصل دین و علمای دین سوء ظن پیدا کنندسکوت حرام است
چرامراجع دربرابرفشار های اقتصادی واجتماعی نظیر بیکاری گرانی تورم اختلاس ربای بانکی ورشکستگی کارخانجات وبالارفتن خط فقر ساکتن؟
تقیه اینجا به صلاح است؟
نقش علمای شیعه که زمانی درتحریم تنباکو وقیام مشروطه سازنده بود چون الان حکومت به ظاهردینی است دربرابربحران های اجتماعی ساکتند!
مردم که قدرت ندارند ولی شما که قدرت مالی واجتماعی سرشاری دارید باید جلوفسادوظلم به حقوق مسلمین رابگیرید
- ۱۱.۷k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط