{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲ (سرنوشت)

پارت ۲ (سرنوشت)
ویو ا/ت:
خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خودم نمیدونستم قراره چه بلایی سرم بیاد نمیخواستم خودمو ترسو نشون بدم بهش گفتم:
ا/ت:هوی چته وحشی اروم تر اصلا منو کجا میبری با توعم مگه کری ؟(بلند)
جونکوک جوابی نداد و با سرعت رانندگی میکرد من خیلی ترسیده بودم فوبیا داشتم دسنمو گزاشتم رو سرم و فقط اشک میریختم
ویو جونکوک :
با شرعت زیاد داشتم رانندگی میکردم ک یهو گفت هوی چته وحشی اروم تر اصلا منو کجا میبری میتونستم از تو چشماش ترسو بخونم ولی خیلی سعی داشت خودشو شجاع نشون بده من خیلی عصبی شدم جوابشو ندادم گفت مگه کری منم از سر لج سرعتمو بیشتر کردم دیدم دستشو گزاشته رو سرش و داره گریه میکنه سرعتمو ملایم کردم وقتی دید سرعت کمه سرشو اورد بالا من دستمو گزاشتم رو رون پاش و فشار میدادم که گفت
ا/ت: دستتو بردار
جونکوک:اگه برندارم چی میشه خانم کوچولو
ا/ت: منو داری کجا میبری(با داد)
عصبی شدم گفتم
جونکوک:دو دیقه ساکت شو توله خودت به زودی میفهمی (داد)
و دیگ ا/ت هیچی نگفت
(اتمام ویو جونکوک)
رسیدیم پیاده شدم با یه عمارت خیلی بزرگ که کله نماش سیاه بود مواجه شدم
دیدگاه ها (۰)

عشق بی پایان

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

سناریو بونتن پارت۶

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

تکپارتی جونگ کوک

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

چند پارتـ درخواستــــــــــــــــ💔🧊ــــــــــــــوقتی باهات ...

ددی خون آشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط