{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حیدر

#حیدر

شب شد و بین کوچه ها پرنده پر نمی زند
کسی به غیر بی کسی حلقه به در نمی زند

تو رفتی آه غمت به آتشم کشیده است
در دل من روضه تو به جز شرر نمی زند

بعد تو گریه میشود روزی دخترت پدر
به شام گریه های من سپیده سر نمی زند

خفته یتیم کوفه در کوچۀ انتظار تو
نمی خورد نان و به جز حرف پدر نمی زند

ز اشک هر شب تو هر درخت کوفه سبز بود
بدون تو شکوفه ای به برگ بر نمی زند

تو رفتی و پس از تو ای سوخته دل آه کسی
شعله به چاه کوفه از آتش در نمی زند

تو رفتی و اهالی خرابه ها گریستند
که بعد از این کسی دگر خرابه سر نمی زند

#یا_مولا_مدد
#کوفه
#یتیم_نوازی
#أشک
دیدگاه ها (۲)

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

از ترس تا اعتمادpart: 7 ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 9سرباز 1: هوی چرا کشتیشسرباز 2:...

love and the moonPart 8 ویو خونه هی تو دختر بی تربیت چه جور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط