چون بلبل مست راه در بستان یافت

چون بلبل مست راه در بستان یافت
روی گل و جام باده را خندان یافت

آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت
دیدگاه ها (۱)

در دل هر ذرهِ هستی شعوری نهفته هست که همه ارکان آن به زبان س...

عاشقانه ها

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

🧕دختــرِ ایران زمیـن، هجـومِ دشمن ببیـن🚨🚨شعر إخطارِ سنگین در...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط