سنگدلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی

سنگدلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی
جور و جفا بکن اگر مهر و وفا نمی کنی

هر چه غم و بلا رسد از تو به جان ما رسد
دور ز جان خستگان رنج و بلا نمی کنی

ایکه ترش نشسته ای تیغ چرا نمی کشی
زخم چرا نمی زنی قهر چرا نمی کنی

زخم دگر بنه به دل مرهم اگر نمی نهی
درد دگر بده اگر خسته دوا نمی کنی

عهد هرآنچه می کنی وعده به هرکه می دهی
عهد ز یاد می بری وعده وفا نمی کنی

در ره دوست شسته ای دست اگر ز جان دلا
جان به لب رسیده را از چه فدا نمی کنی

ای بت سرو قامتم منتظر قیامتم
خیز چرا نشسته ای فتنه به پا نمی کنی

تیر غمم زدی به جان تا که به خون نشانیم
هر چه کنی بکن بتا زانکه خطا نمی کنی

کیست سهیلی ای صنم خسته دلی ز درد و غم
کام دل شکسته ام از چه روا نمی کنی
#احمد_سهیلی { @bum_graphic }
دیدگاه ها (۱)

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

مظهرِ بر صبر و وفا ای پدرم، ای پدرمفخر منی من به فدایت، گهرم...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

حماسی

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

پارت یک رمان جدید ( هنوز اسم نداره 🤣 )

شب بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط