{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهانه بودنم..بی تو من بهانه ای برای بودن ندارم..بمان تا ب

بهانه بودنم..بی تو من بهانه ای برای بودن ندارم..بمان تا بمانم نفسی....




مست لبهای تو هستم که مرا لبریزی
به رگم تازه تر از صبح , غزل می ریزی

تب لبهای تو تند است , شبیه فلفل
فلفلی سرخ تر از تاب و تب پاییزی

هر کجا می روی انگار نداری باکی
که از این سلسله ی درد نمی پرهیزی

مولوی میچکد از سطر غزلها تا تو
ماه شبهای پریشان شده ی تبریزی

من زنم مثل پری تو ملک درگاهی
که در این خلقت یک دست , شگفت انگیزی

من شدم همدم تنهایی تو اما تو
ساکت و سردتر از قهوه ی روی میزی
دیدگاه ها (۱)

مست لبهاى تو هستم که مرا لبريزىبه رگم تازه تر از صبح , غزل م...

مست لبهای تو هستم که مرا لبریزیبه رگم تازه تر از صبح , غزل م...

مست لبهای تو هستم که مرا لبریزیبه رگم تازه تر از صبح , غزل م...

مست لبهای تو هستم که مرا لبریزیبه رگم تازه تر از صبح , غزل م...

گفتم من شکسته‌ تر از آنم که بتوانم تو را از دست بدهم ‌... خن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط