قاتلان آمریکایی 00

رمانی که قراره بنویسیم ، میخوام یک توضیح مختصر بدم که این سه تا قاتل واقعی هستن و یه زمانی در آمریکا قتل های وحشتناکی رو انجام میدادن.
تصویر زرد رنگ : اسمش جفری دامر بوده و به هیولای میلواکی معروف بوده تعداد قربانی هاش ۱۴ بوده روش قتلش اینجوری بوده که خودش عمدا در یک منطقه که سیاه پوست ها زندگی میکردن یه خونه اجاره میکنه و به بار ها میره و قربانی رو انتخاب میکنه به یه بهانه ای به خونه اش میبره بهش م ش ر و ب با قرص خواب آور میده و بعد بهش ت ج ا و ز میکنه و جنازه رو تیکه تیکه میکنه داخل یک بشکه اسید میریزه و استخوان های باقی مانده رو در ماکرفیر خشک و بعد با چکش میشکنه و قسمت وحشتناک ماجرا اینجاست که قسمتی از اعضای بدن قربانی ها رو یا می‌خورده یا ور آب‌جوش می‌پخته تا نگهشون داره و در آخر جفری به دست هم سلولی اش که داشتند باشگاه زندان رو تمیز میکردن به قتل میرسه ( بهش حبس ابد داده بودن )
تصویر قرمز : تد باندی یکی از ترسناک ترین قاتلان تاریخ آمریکاو همین طور کاریزماتیک، که در دهه ۱۹۸۶ به اعدام محکوم شد با صندلی الکتریکی این قاتل زنان دانشجو رو ماه ها قبل از اینکه بخواد به قتل برسونه انتخاب میکروه و با یه بهانه ای قربانی رو به سمت ماشین می‌برده مثلا می‌گفته سلام خانم من دستم شکسته میشه کمکم کنید این کتاب ها رو به ماشینم ببرم و وقتی که زن خم می‌شده تا کتاب ها رو ببره به صندوق عقب ماشین تد با یه میله محکم میزده تو سرش وقتی که داخل ماشین به هوش میومده قربانی رو با سین خفه میکرده و بعد وقتی که مردن بهشون ت ج ا و ز میکرده در آخر دقیق نفهمیدن که تد چند تا قربانی داره چون اعتراف نکرد تا اعدام رو به تعویق بندازه شاید بین ۳۰ تا ۳۶ زن حتی شاید ۱۰۰ زن و یکی از وحشتناک ترین جنایت اش که سر همون دستگیر شد این بود که به یه خوابگاه دختران حمله کرد.

تصویر آبی : اسمش ریچارد رامیز هست یکی دیگر از وحشتناک ترین قاتلان آمریکایی که در شب به خانه ها حمله می‌کرد لقبش مایت استاکر بوده و با تفنگ هر کسی را که دلش میکشت ولی زن خانواده رو زنده می‌گذاشت و بهش ت ج ا و ز می‌کرد متاسفانه ریچارد مثل همه قاتلان یک پروسه قتل خاص نداشت و با سلاح خاصی آدم ها رو نمیکشت که پلیس بتونه تشخیص بده که این قتل ها مال یک نفره ولی در یکی از قتل هاش یک سمبل شیطانی رو با رژ لب قرمز روی دیوار میکشه که یه سرنخ به پلیس ها میده ولی بازم به چیزی نمیرسن یک شب که ریچارد داشته به یه خونه می‌رفته پسر بچه خانواده متوجه میشه و ریچارد هم می‌ترسه و فرار میکنه با یه ماشین و اون بچه تونسته بود کاملا مشخصات ماشین رو تشخیص بده پلیس ها ماشین رو پیدا میکنن اما رها شده در یک گوشه خیابان وقتی پلیس ها ماشین گشتن اثر انگشت پیدا کردن و آن را در اداره ثبت کردن اگه ریچارد یک ماه دیرتر بدنیا آمده بود عکسش در کامپیوتر بالا نمیومد خلاصه که عکس ریچارد در همه جا پخش میشه و وقتی که ریچارد از خدا بی‌خبر داشته در خیابان قدم میزده و از یه سوپر مارکت خرید میکرده میفهمه که لو رفته و مردم هم وقتی می‌بیننش میریزن سرش و کتکش میزنن دستگیر میشه و به زندان میره تعداد قربانی ها ۱۷ خانواده رو کشته یا چیزی بیشتر که اعتراف نکرده و ۴۰ سال در صف زندان در انتظار اعدام بوده که در آخر به‌خاطر آنفولانزای نوع B میمیره
دیدگاه ها (۰)

اوسی

یه زن به اسم «فاطمه سادات طباطبایی» اهل بم استان کرمان؛ که س...

خب، میخوام داستان اوسیمو تعریف کنمح (میدونم کثشعره ولی خب)دا...

خب بچه ها در باره این اتفاق من تحقیق کردم و بزارین براتون بگ...

توی همه جای دنیا اعتراض می‌شه؛به گرونی، به ظلم، به تبعیض...ت...

سناریو نیما نیواد و مهمد وقتی

به خط خطی جدید سلام کنید🎅🔥من هم به شما سلام میکنم_خبب اگه یا...

سطلی ها میگن امریکا کشور حامی حقوق بشر و زنها و کودکانه🤯🤯🤯🤯...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط