{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی دکتری و مریضت تو اتاق عمل میمیره

وقتی دکتری و مریضت تو اتاق عمل میمیره


پارت دوم


جیهوپ: خیلی ممنون ...بیا بریم دیگه
باهم دیگه از بیمارستان زدید بیرون
گریه هات بند اومده بودن و الان تقریباً توی مرحله ی افسردگی بودی
سرتو به شیشه ی سرد ماشین زده بودی و به بارون نگاه میکردی
یکم که گذشت ماشین بی حرکت شد جیهوپ پیاده شد و حدود چند دقیقه بعد اومد
جیهوپ: نگا رفتم چی گرفتم
با تعجب به بستنی های توی دستش نگاه کردی
ات:بستنی؟؟
جیهوپ: تو این هوا میچسبه
ات:آره بعدشم تا یک هفته مریض بیوفتی رو تخت خونه
جیهوپ: ولی حال میده برا توهم گرفتم
ات: مرسی
بستنی و از دستش گرفتی و یکمشو خوردی
ات:هومم خوشمزس
یکم دیگه ازش خوردی که چیزی توی دهنت حس کردی
درش آوردی که با یه انگشتر مواجه شدی
ات:این چیه؟!
جیهوپ: برای همسر خوشگلمه
ات: از کجا آوردیش
جیهوپ: وا این چه حرفیه خب خریدم 😂
ات: نه می‌دونم آخه الان یهویی...دستت درد نکنه خیلی خوشگله
جیهوپ: بزار خودم دستت کنممم( بچم ذوق داره)
ات:باشه 😂
خیلی با احتیاط انگشتر دستت کرد و بوسه ای به دستات زد
ات: رمانتیک شدی امشب ..خبریه؟
جیهوپ: من همیشه رمانتیکم پرنسسم
ات: عجیب شدی ولی خب از این عجیب بودنت هم خوشم میاد
( و بله جیهوپ رمانتیک ما اصلا یه کاری کرد که ات یادش رفت دختر بچه بدبخت و زد ناکار کرد)

پایان
دیدگاه ها (۷)

وقتی مریض بودی ولی …

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

وقتی مریض بودی ولی…

وقتی مریض بودی ولی …

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه ساکت موندم و به جیهوپ خ...

تک پارتی✨عکس‌های قدیمی...عصر بود.ات داشت اتاق را مرتب می‌کرد...

وقتی...(پارت یک)

چندپارتی یونگی

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط