پنهان نموده چهره ز ما آه می کشی

پنهان نموده چهره ز ما آه می کشی
تا کی ز آه پرده بر این ماه می کشی؟

دیگر خدا ز قهر نگاهم نمی کند
وقتی گناه می کنم و آه می کشی

آهی که مانده در دل تو از گناه من
پنهان نموده از من و در چاه می کشی

چاهی به قدر آه تو مولا عمیق نیست
ناچار آه نیمه و کوتاه می کشی

کوتاه می کند شب دلتنگی مرا
دستی که بر سرم ز وفا گاه می کشی

گاهی که  سرکشی کنم از تو دل مرا
با یک نگاه، باز به همراه می کشی

#حسن_بیاتانی
دیدگاه ها (۲۴)

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

🔘 داستان کوتاهدر چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

HATE TO LOVE¹⁵(ویو:رز)لبخندی خیلی کوتاه گوشه‌ی لبم نقش بست.ک...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط