{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💕هر صبح ، چشم می گشایم و

💕هر صبح ، چشم می گشایم و
آسمان ، مرا به آغوشِ خویش می خوانَد ،
و آفتاب ، با پنجه های طلائی اش چشمان مرا می نوازد .
من باور دارم که معجزه ها در فراسوی باورهای من ، آماده اند برای رخ دادن ،
پس دل می سپارم به شادی های در راه مانده و روزهای خوب تر ...
من آرامم ،
از همیشه آرام تر ...

#خاص
دیدگاه ها (۴)

باز منو باغچه خونه ام ......و صبحی دیگر خدایا شکرت ........ه...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

رمان بازی حسادت 🤍⛓️

صدای آرام دستگاه، اتاق را پر کرده بود.کوک هنوز به صفحه‌ی مان...

مردی که در کنارم بود

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

فصل دومپارت هشتم | شبی زیر ستاره‌هاچند روز بعد...جنگکوک از ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط