{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب واسه آخرین بار دارم عکساتو میبینم نیستی ببینی بی خدا

امشب واسه آخرین بار دارم عکساتو میبینم نیستی ببینی بی خدافظی میرم

یه تیغ روبرو و مشت از قرص پره رگام که سهله سنگم میبره

نه گلایه ای دارم نه شاکی ام ازت فقط ازت میخوام وجدانتو بذاری وسط

اون وقت میفهمی چاره ی امثال من مرگه از قدیم گفتن جواب بارون تگرگه

مدیونی مردم حتی به خونم نگاه کنی بالای جنازم وایسی هی منو صدا کنی

خوابم میاد تو بخون لالایی حرف دلمه خدایی

مدیونی چشامو بسته ببینی عکسامو با روبان مشکی میبینی

مشکی نپوشیا مشکی رنگ عشقه تو که عشقی نداشتی نپوش زشته

این هوای بارونی انگاری یچی کمه من دلم گرفته پس بغضم چرا نمیشکنه

روزگار آدمو زجر میده تا مردش بدی خیلی درد داره یه روز شرمنده ی قلبت بشی

روی سنگ قبر من داره بارون میباره روی گونه های تو ردشو جا میذاره

رد پای رفتنت مونده ببین چیکار کردی؟ من دلم گرم بود ولی با دل من سر نکردی

مادر مشتاتو نکوب روی سنگ قبرم من دلم آتیش گرفته این حرفا دیوونم کردن

مادر بچه بودیم میگفتی صد و بیس ساله شی الان باید بالای سر رو سنگ قبرم باشی

صد و بیس سال این دنیا فقط بیس سال بود؟ مادر دعا کردی اما پشتم نبود

مادر دعا کردی این عروس خونت شه فکرشو میکردی عروست باعث مرگم شه؟

مادر حلالم کن اشکات رو سنگ قبر منه به همین اشکات قسم بریده بودم از همه

مادر من با دستات نزن توی سرت داد نزن نگو این مهراب منه

دیگه منو نمیبنی دستم از دنیا کوتاس به قول خودت مهرابت پیش فرشته هاست

داری میبینی میبینی دورم شلوغه؟ باور نمیکنی داد میزنی دروغه

جاش خیابونی نیست که خاطره بسازم خودم خاطره میساختم

الان راجبم ببین چه خاطره ها ساختن

این تیغ لعنتی رحمی به این رگم نکرد

حواسم پرت شد اون برید خلاصم کرد

هرکی ازت پرسید گفت عشقت کجاست بگو قبرستون

نه یادته میگفتی؟ بگو کنار مرده هاست

قسم به این قبر تاریک و این خاک لعنتی

من دلم به این تنهایی ها آخه نداره عادتی

من تورو میخواستم و اینو همه مدیونن حالا جلوی همه با اون میای؟ خیلی با غیرتی

این بارون و هوایی که یه چیش کمه از امروز روزای جمعه فقط روز منه
دیدگاه ها (۶۳)

سناریو ریندو

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

۹۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۳۰ بازنشر ۱۰ فالوکم کم میخوام لایک هارو ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

professor Riddle,p42

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

پارت 10مادر رزا وارد اتاق شد-رزا امشب خانواده کبم برای مراسم...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط