دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون اخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

میخوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
تب بی تو بودنو از لب سردت بچشم
نطفه باز دیدنت رو توی سینم بکشم
مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم
برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیره غمت
دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
دیدگاه ها (۴)

آنچه شد آنچه باید بشودبعد از نبرد احد که مسلمونا شکست خورده ...

وارد فرود گاه شدن و کار هاشونو کردن رفتن توی هواپیما حالا تو...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

From hate to lovePart:11? به به زوج عاشق+ خفه شوارتمیس با پا...

آقا با سی سالگیش چقدر فرق میکنه پشمام_😭😭😭ی پارچه اقا_😭نچیز و...

پخ پخسلاااممماهم اهماولی و دومی اوسیمه، شیر کاکائو ئه شیر کا...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

پارت ۷ کامنت نمیذارید حواسم هستا

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

آخرین دعا 36

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط