اسم = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟

اسم = آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۵۸

(ویو جونگ کوک )= به باند گفتم کوچه رو اشغال کنن تا من و تهیونگ وارد خونه لارا شیم.
برعکس تصوراتم در باز کرده بود.
و منتظر ما بود.‌‌‌‌.....
اول قدمی آروم برداشتم و بعد وارد خونه شدیم.
چراغ ها روشن و فضای خونه سرد.
صدای قدم های کسی با کفش های پاشنه بلند از پله ها امد‌.
سرمان رو به سمت پله ها چرخاندیم.
و با لارا رو به رو شدیم:
_"فکر نمی‌کردم اینقدر زرنگ باشی جونگ کوک."
با پوزخند گفت و به نرده ی آخرین پله تکیه داد.
اخمی غلیظ کردم اما قبل از اینکه بخام دهن باز کنم تهیونگ عربده زد:
_"زن من کجاست لارا؟لنای من کجاست؟."
مشتی آروم به بازوش زدم تا ساکت شه و اینبار خودم عربده وار لب زدم:
_"فکر نمیکردی؟ادامه ی نقشه ی احمقآنت چیه لارا؟."
خنده ای کرد:
_"یکم صبر داشته باش نفر سوم به زودی میرسه."
با این حرف ترسی به جونم افتاد که صدای نازک و لطیف نیلسو از پشت سرم شنیدم:
_"لنا کجاست؟گفتی بیا....امدم، لنا کجاست لارا؟."
از خشم و اعصبانیت داشتم میزدم به سیم اخر چطور از پیش جیمین آمده بود اینجا......
_"نیلسو تو اینجا چه کار میکنی دختر؟."
تهیونگ با داد گفت و نیلسو انگشت اشاره شو به نشانه ساکت بالا آورد و تهیونگ اخمی کرد تا لارا دستی زد و کمی نزدیک تر امد:
_"حالا که امدی.‌.....‌‌باید تاوان آمدن رو توی زندگی مرد من هم پس بدی لی نیلسو."
نیلسو خنده ای کرد:
+"آمدم.به موقع هم آمدم لارا .....کسی که بهش میگی مرد من همسر منه هم بستر منه فهمیدی؟ و اما یه یادآوری مهم لی نیلسو خیلی وقته مرده و زیر خاکه...
من جئون نیلسوم ."
با قدرت تمام تک تک کلمات رو گفت..
لارا لحظه ای مکث کرد و دستش رو که از اول پشت بود رد به جلو آورد و تا بخوام ببینم چی داخل دستش بود صدای کشیدن ماشه ی اسلحه فضا رو پر کرد و حتی به یک ثانیه نکشید که جسم نیلسو روی زمین افتاد،به‌سمتش دویدم و تنش رو روی دستام گذاشتم:
_"نیلسو......خوبی؟....چشماتو نبیند....نیلسو....."
چشماشو بست و خون غلیظی از شونش ریخت.صدای جیغ لنا و آمدنش به سمت نیلسو،تهیونگ لنا رو به سینش فشرد.
کی یا چه زمانی کسی با اورژانس تماس گرفته بود و به سمت بیمارستان راه افتادیم.

۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
دیدگاه ها (۵۵)

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

پارت ۴۳

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:14بعد از شکسته شدن شیشه های ک...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁷باهم وارد مرکز خرید شدن اول ...

27part _چند روز بعد_لارا با سرعت پله‌های عمارت رو دوید و وار...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۶ ویو راوی تهیون...

پارت ۳۲ تهیونگ بعد از برگشتن به خونه، سعی کرد خودش رو با کار...

جنگل نفرین شده پارت ۱۷

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۰ پارتویو اتوقتی وارد سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط