آری آن روز چو مـیرفت کسی

آری آن روز چو مـیرفت کسی
داشتم آمدنـش را باور
من نمی دانستـم 
معنی هـرگز را
تو چرا بازنگشـتـی دیگر؟
👤 هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

ولی زیبایی ادبیات فارسی``

عاشقانه با مادر فاطمه زهرا

رمان تاجی از سوءتفاهم

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

پارت ۲۳ — فاصلهچند هفته‌ی بعد، واقعاً کمتر همدیگر را دیدند.ی...

چون مادرت در خانه بی‌پشت و پناه استدر کودکی بایست مرد خانه ب...

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط