دلت نخواست بمونی و باهام یه حس تازه تر بسازی

دلت نخواست بمونی و باهام یه حس تازه تر بسازی
دلت نخواست خطر کنی بیای
همش می ترسیدی ببازی دلت نخواست
نگو نشد میشد اگه می خواستی اما رفتی با اینکه خسته م اما عاشقم
دلم می خواست یجور دیگه میشد ته مسیر زندگیمون
دلم می خواست تا آخرش یه ریز ادامه داشت عاشقیمون
دلم می خواست تموم نشه نری تو بهترین از هر کی دیدم حالا می فهمم عاشقم
خسته ام تو نیستی من همیشه هستم
برات مهم نیست حتی یکم که کشتی دل من اینجوری به غرق گل نشست
خسته م برای تو یه حس مبهمم آخه چی میدونی تو از غمم
چجوری تو نفهمیدی چی میشه خیلی فاجعه س
دلت نخواست بمونی و باهام یه حس تازه تر بسازی



هعی
دیدگاه ها (۳)

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

وایایایایاایایی_ آقا میخوام یکم چرت و پرت بگمحح بشینید گوش ب...

مامان یاسی... کجا؟ واسه چی داری جدی‌جدی می‌ری؟ 🥺💔باورم نمیشه...

https://wisgoon.com/jounkookjk-v چجوری همش توضیح بدم بگم بهت...

پارت ۱۳

عآاا حوصله م سر رفته بود اومدم ری اکشن نویسی کنمموضوع: وقتی ...

عاشقانه های شبنم

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

هیچی دردناک‌تر از این نیست که همون آدمی که تا دیروز بهت حس د...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط