اجبار به عشقی پایانی

تهیونگ:قضیه این زخما چیه؟
ات:ماله قبل..
تهیونگ:کی اذیتت کرد
ات:چی
تهیونگ:کری دارم میگم کی اذیتت کرد(داد)
جیمین:ته آروم باش داری میترسونیش برو بیرون من باهاش حرف میزنم
تهیونگ:(رفت بیرون اتاق)
جیمین:ات میتونم بشینم؟
ات:اهوم(اروم)
جیمین: میتونم بپرسم کار کی بود؟زخماتو میگم
ات:برای قبلانن(بغض)
جیمین:ات خوبی؟
ات:اهوم(شروع کرد به گریه کردن)
جیمین:ات...
پاشدم  برم که یهو حرف زد
ات:چند سال پیش...
پدرم منو فرستاد یه کشور دیگه برای درس خوندن
من توی خوابگاه با چند تا پسر بود
اونا .. اونا بهم (گریه)
جیمین:کاری باهات کردن؟
ات: من باکره گیمو از دست دادم(گریه شدید)
جیمین:ات...
من متأسفم
ات:همش ...هق..هق ...اذیتم میکردن کتکم میزدن
پدرم منو کلی شکنجه کرد
(گریه شدید)
یهو اون مرده(تهیونگ)
اومد و سرمو گرفت و بلند داد زد
تهیونگ: چقدر حرف میزنی گمشو برو پایین برو(داد)
ات:
با گریه پاشدم برم که یه لباس باز خدمتکاری داد دستم و گفت بپوشمش و کار کنم
تهیونگ: جنده خریدیم اَه
ات:با گریه لباس رو گرفتم رفتم پایین و پوشیدمش و شروع به کار کردم
یکی از خدمتکارا اومد بالا سرم و با عقده گفت
آلیس:

حمایت فراموش نشه
لایک و کامنت بزارید
دیدگاه ها (۴)

مربی موتور سوار

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

My dady پارت ②①تهیونگ: با توام... ات: پول درمیوردم«آروم» تهی...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

چندپارتی تهیونگ

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

𓆩 پارت ۵۵ 𓆪 🖤ات گوشی رو روی میز گذاشت و به جیمین خیره شد.— ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط