مربی موتور سوار
part 16
ات ویو .
ثانیه هی نکشید که یهو یه نفر محکم خورد زمین دقت که کردم همون دختره بود که با تهیونگ رفت داخل اتاق
ات . ای وای
یهو تهیونگ با صدای بلند گفت
تهیونگ . دختره ی هر..زه چون مست بودم فک کردی میتونی کاری کنی ( با حالت مستی )
ات که این صحنه ها رو میدید کم کم که حس کرد کار داره به جاهای باریک کشیده میشه رفت سمت تهیونگ
ات . کیم تهیونگ
ته . اههه ولم کن توم یه هر...زه ی دیگه( مست
ات . چه طرز حرف زدن؟
تهیونگ تو سورت ات نگاه کرد و با چشای خمار و مستش گفت
تهیونگ . صورتت آشناست تو کی !
ات . بیا بیا بریم اونجا بشین
ات تهیونگ رو کشون کشون به سمت جایی که خودش نشسته بود برد و استیسی گفت
استیسی = +
+ ات این کیه ؟؟
ات . مربی و رئیسم
+وادف...
گامین . این همونی نیست که اون
ات . اره همونه
تهیونگ که خیلی مست بود و هیچی حالیش نبود حتی نمیتونست رو پاهاش وایسه بلند شد و اروم اروم داشت میرفت سمت در خروج
استیسی به ات گفت بره دنبالش وگرنه کار دست خودش میده
+ . من اینجا رو حساب میکنم تو برو دنبال اون
ات . باشه
ات رفت دنبال تهیونگ
استیسی میخواست پول بار و .. رو حساب کنه که گامین جلو تر حساب کرد و به استیسی گفت
گامین . برو بریم دنبال ات
استیسی هم بی تفاوت نسبت به این اتفاق رفت سمت در خروجی گامینم پشت سرش
رسیدن به ات
ات . بچه ها چیکارش کنیم ؟
گامین . خونشو میدونی ؟
ات . اره
.
.
.
ادمه دارد ....
ات ویو .
ثانیه هی نکشید که یهو یه نفر محکم خورد زمین دقت که کردم همون دختره بود که با تهیونگ رفت داخل اتاق
ات . ای وای
یهو تهیونگ با صدای بلند گفت
تهیونگ . دختره ی هر..زه چون مست بودم فک کردی میتونی کاری کنی ( با حالت مستی )
ات که این صحنه ها رو میدید کم کم که حس کرد کار داره به جاهای باریک کشیده میشه رفت سمت تهیونگ
ات . کیم تهیونگ
ته . اههه ولم کن توم یه هر...زه ی دیگه( مست
ات . چه طرز حرف زدن؟
تهیونگ تو سورت ات نگاه کرد و با چشای خمار و مستش گفت
تهیونگ . صورتت آشناست تو کی !
ات . بیا بیا بریم اونجا بشین
ات تهیونگ رو کشون کشون به سمت جایی که خودش نشسته بود برد و استیسی گفت
استیسی = +
+ ات این کیه ؟؟
ات . مربی و رئیسم
+وادف...
گامین . این همونی نیست که اون
ات . اره همونه
تهیونگ که خیلی مست بود و هیچی حالیش نبود حتی نمیتونست رو پاهاش وایسه بلند شد و اروم اروم داشت میرفت سمت در خروج
استیسی به ات گفت بره دنبالش وگرنه کار دست خودش میده
+ . من اینجا رو حساب میکنم تو برو دنبال اون
ات . باشه
ات رفت دنبال تهیونگ
استیسی میخواست پول بار و .. رو حساب کنه که گامین جلو تر حساب کرد و به استیسی گفت
گامین . برو بریم دنبال ات
استیسی هم بی تفاوت نسبت به این اتفاق رفت سمت در خروجی گامینم پشت سرش
رسیدن به ات
ات . بچه ها چیکارش کنیم ؟
گامین . خونشو میدونی ؟
ات . اره
.
.
.
ادمه دارد ....
- ۳۵.۱k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط