{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز جنگیدن

راز جنگیدن


دیشب و خلوت طوفانی من با ابلیس
دیدنی بود رجز خوانی من با ابلیس


خنده زشت پر از آتش ابلیس به من
و مدارای مسلمانی من با ابلیس


با کمی کفر سر سفره من آمده بود
آتش افتاد به مهمانی من با ابلیس


اتفاقی ست که افتاده بیا ای تاریخ!
ثبت کن لحظه ویرانی من با ابلیس


بنویس از دل حیران شده او از من
پس از آن صحبت انسانی من با ابلیس


توبه می خواست کند بس که پر از ایمان بود
حالت خلسه عرفانی من با ابلیس


حیفتان شد که ندیدید عجب کاری کرد
نقشه کوچک شیطانی من با ابلیس


فاش هرگز مکن ای روح اهورایی من!
راز جنگیدن پنهانی من با ابلیس
دیدگاه ها (۶)

امان از روزي كه چشمانت غزل خواني كنندعاشقان را آشنا با ر...

...تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانیپریشان کرده‌‌ای ما ر...

خوب اگر در قفلهای آن بچرخانی کلیدباز خواهد کرد درها را به آس...

در آرزوی تو هستم همیشه نورانی اسیر زلف تو هستم، نگفته می دان...

آقا جانم در آرزوی تو هستم همیشه نورانی اسیر زلف تو هستم، نگف...

❤️ به #خونخواهی_هنیه_عزیز👇شعرخوانی آقای محمدرسولی در مراسم ا...

الا ای چشمه نور خدا در خاک ظلمانیزمین با نور اخلاق تو می‌گرد...

میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پش...

میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پش...

محمد ورزیده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط