{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

rebel and evan

آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم
میکشم دست از مسلمانی مسیحا میشوم
آنقدر بر کشتی عشقت نشینم روز و شب
یا به ساحل میرسم یا غرق دریا میشوم
دیدگاه ها (۱)

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

تقدیم به بهترینم🫀🫂دل دیگر طاقتِ یاری ندارد عشق من چون دلِ بی...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

#کپشن

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط