خوشا آن روز را که سنگری بود

خوشا آن روز را که سنگری بود

شبی ، میدان مینی ، معبری بود

خوشا آن روزهای آسمانی

که شوری بود ، سودا و سری بود

 

خوشا روزی که دل را دلبری بود

غزل خوان نگاه آخری بود

خوشا آن روزها در خط اروند

هوای روضه های مادری بود

 

و اهل آسمان بودیم آن روز

که قدری بی نشان بودیم آن روز

و نای دل نوای نینوا داشت

و با صاحب زمان(عج) بودیم آن روز

و کاش آن روزگاران گم نمی شد

هوای خوب باران گم نمی شد

صفای جبهه ها می ماند ای کاش

صدای پای یاران گم نمی شد

من بال و پر شهید را می بوسم

پا تا به سر شهید را می بوسم
دیدگاه ها (۱)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

پست اول | دشمنی هم شناخت میخواد

### **پارت دوم: تصادف در کارگاه موسیقی**روز بعد، استاد پروژه...

خوشا آن روز را که سنگری بودشبی ، میدان مینی ، معبری بودخوشا ...

خوشا آن روز را که سنگری بودشبی ، میدان مینی ، معبری بودخوشا ...

کاش آن روزگاران گم نمی شدهوای خوب #باران گم نمی شدصفای #جبهه...

کاش آن روزگاران گم نمی شدهوای خوب #باران گم نمی شدصفای جبهه ...

خوشا روزی که دل را دلبری بودغزل خوان نگاه آخری بودخوشا آن رو...

و کاش آن روزگاران گم نمی شدهوای خوب باران گم نمی شدصفای جبهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط