لارا:من برم دیگه

لارا:من برم دیگه
کوک:خجالتم خوب چیزیع
ته: باور کن ت ......
کوک:ببین بنند خفه شوو اصلا گمشو
م.ا:پسرم ساکت بیمارستانه اینجا
م.ت: تقصیر منه من نتونستم جلوشو بگیرم من میدونستم بچه خودمونه
هانی:مادر جون از کجا معلوم شاید به دکتره پول داده
تهیون:هانی ببند دهنتوووو گمشو برو تو ماشین تا بیام*میزنه میزنه تو دهنش *
عمه کیم:دعا کنید بچه پسر باشه وگرنه از تمام ارث محرومی
ب.ت:یونلا خودتم خوب میدونی جزوی از این خانواده نیستی و سر بار این خانواده ای بنظرت من نمیتونم از عمارت بندازمت بیرون
عمه کیم:اههه اصلا من رفتم
جونگهی:بابا میشه بریم
تهیون :باشه عزیز دلم ..... ما میریم هر چی شد خبر بدید
ته: باشه برو
دک:آقای کیم یع لحظه تشریف دارید
ته:بله
دک:با وضعیتی که از خانم کیم داریم .... سیستم دفاعی بدنشون بقدر پایینع که موقع زایمان هیچ کدومشون زنده نمیمونن و این به شما بستگی داره مراقبت های لازم محبت های لازم از نظر روان پریشی وضعیت خوبی نداره تجویز میکنم مراقب باشید
ته:ممنون کی میتونم ببینمش
دک : الان میتونید ولی فقط پنج دقیقه

ویو ته
از موقعی که باردار شد میدونستم که خودیه بهش بدی کردم چون میخواستم حس عجیبی که بهش داشتمو سر کوب کنم ولی تنها کسی که تونست انقدر بهم نزدیک بشه اون بود حتی تو شرایطی که شکنجش میکردم یعنی رحمتو وجودم نبود یه زن حامله رو انقدر اذیت کردم بدو بدو کنان بع سمت اتاقش رفتم درو که باز کردم چشای معصوم و پر بغضش‌و بهم داد
تحمل نکردمو با دو به سمتش رفتم و ل .با . مو رو لبا_ی نرم پفکیش گذاشتم همینجور که م .ک های عمیق میزدم میگفتم ببخش و گاهی کلمه love you babرو میگفتم وقتی چشمامو باز کردم دیدم از شدت تعجب چشاش اندازه کاسه گرد شده یباره دیگه کارمو تکرار کردم:

جین:عای عاییی نامجون گمشو بیا بریم منمگران چی بودم این از منو تو سالم تره داره ل ب میده
نامی:خاک عالم جیننن آبرووو
ته: اه همیشه بد موقع مزاحم میشید
دک:منم مزاحمم؟مگه چیکار میکردید
ات: ب ب چ چیی ج چیک کار د داشتیم ص صح صحبت میکردیم
دک:آها خب خانم ات نینیتون یه پسر کوچولوعه تبریک میگم فقط مراقب خودتون باشید مرخصید

ته:پاشو لباس بپوش بریمbab
**تو ماشین**
ته:بچه پسره مطمئنم کارمو درست انجام دادم*نیشخند*
ات:ای*یدونه آروم میزنه پس کلش*مرتیکههه
ته:ای بابا دردم گرفت آییییییییییییییی*ادای تیر خورده هارو درمیاره*
ات:نمیرییی
ته:ات
ات:اوم بله؟
ته:ببخش
ات:برای؟
ته:من بهت خیلی بدی کردم خیلی اذیتت کردم خیلی به گردنت حق دارم
ات: ق قول میدی دیگه تکرار نکنی
ته:عاشقتم نه دیوونتم همیشه دوست داشتم اونکارا دپر کردن تو از خودم بود


............
از خماری چخبر ببخشید که خیلی دیر گذاشتم فرشته هام
دیدگاه ها (۱)

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

My Boy❄

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط