My universe P1

My universe P1

( ا.ت )
با صدای مامانم ک مبگه پاشو دیرت میشه چشمام رو باز کردم و از خواب بیدار شدم کارامو انجام دادمو و بعد رو میز صبحونه نشیتم اما چیزی نخوردم....
لباسم رو پوشیدم کیفم رو برداشتم و راهی دانشگاه شدم
....
ی نفس عمیق کشیدم و اولین قدمم رو ت دانشگاه گذاشتم...
رفتم کلاسمون رو پیدا کردمو جایی نشستم
ی پسر هم کنارم نشست اسمش کیم تهیونگ بود بنظر پسر خوبی میومد و چهرش زیبا بود منم اسمم رو بش گفتم ک دستشو اورد جلو و گف : خوشبختم ا.ت میتونیم دوستای خوبی بشیم
دستش رو گرفتم و گفتم‌ : هوم...

زنگ استراحت *

رفتم داخل کافه دانشگاه نشستم درحالی ک قهومو میخوردم یکی اومد کنارم نشست سرمو برگردوندم و چیزی ک دیدم رو باور نمیکردم اون دوست چندین سالم بود می هی...خیلی وقت بود ندیده بودمش
یهو جیغ زدم گفتم : میی هیییی کسسسافت این همه مدت کجا بودی و محکم بغلش کردم لاهم کلی حرف زدیمو رفتم کلاس ک دیدم...

شرایط :
20 لایک
3 کامنت
اگ شرطا همه امروز برسن 4 پارت بدون شرایط مینویسم 🥲
دیدگاه ها (۵)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

همسر غیره منتظره

My Boy❄

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

ادامه پارت (۱۴)

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

مافیای من

برترین مدل پارت ۱

تک پارتی کاراسو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط