{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی با اجبار میشی زن دومش

وقتی با اجبار میشی زن دومش
پارت ۱
ا/ت : از خواب بیدار شدم لباس خدمتکاریمو پوشیدم رفتم سرکار خسته بودم از این زندگی دلم می خواست فرار کنم رئیس این عمارت کوفتی کیم سوکجین هسته داشتم قهوه میریختم که دستم سوخت
ا/ت : آییییییی دستممم
لیا : چیشدههه وای ا/ت
لیا جعبه کمک اولیه آورد دستمو پانسمان کرد تموم شد رفتم قهوه ببرم دیدم صدا عصبانی جین میاد
جین : مامان من نمی‌خوام با زن دوم بگیرم و سئون رو دوست دارم
مامان جین : پسرم سئون وقتی بچه دار نمیشه باید یه وارث داشته باشیم
جین : باشه مامان ( با کلافگی)
ا/ت : در زدم اومدم تو قهوه رو آوردم رو میز گذاشتم سرمو آوردم بالا دیدم جین به من خیره شده زود رفتم
شب شده بود رفتم اتاق و همه چیز رو به لیا گفتم
لیا : جدی میگی
ا/ت : آرهه
لیا : پس عاشقت شده🤣
ا/ت :کوفت
دیدگاه ها (۰)

پارت. ۳۱

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط