من زمستانی ترین فصلم ، بمان همپای من
من زمستانی ترین فصلم ، بمان همپای من
تا شود هُرم نفس هایت همه دنیای من
در دل شبهای سرد و خالی از آوای عشق
کاش می شد نغمه ی لب های تو آوای من
با عبور یاد تو از بستر سرد تنم
درتب آغوش تو گُر میگرفت اعضای من
کاش میشد در تمام لحظه های خستگی
شانه هایت ، تکیه گاه و مأمن و مأوای من
در شب تنهایی ام همراه باش و هم قدم
تا تماشایی شود همپای تو فردای من
بوسه بوسه بر تنم آتش بزن با هر نفس
تا که مردادی شود سوز دی و سرمای من....
تا شود هُرم نفس هایت همه دنیای من
در دل شبهای سرد و خالی از آوای عشق
کاش می شد نغمه ی لب های تو آوای من
با عبور یاد تو از بستر سرد تنم
درتب آغوش تو گُر میگرفت اعضای من
کاش میشد در تمام لحظه های خستگی
شانه هایت ، تکیه گاه و مأمن و مأوای من
در شب تنهایی ام همراه باش و هم قدم
تا تماشایی شود همپای تو فردای من
بوسه بوسه بر تنم آتش بزن با هر نفس
تا که مردادی شود سوز دی و سرمای من....
- ۱.۳k
- ۰۳ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط