{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به عشق زندگیم گفتم

به عشق زندگیم گفتم
اینه حال و روز من دست
این جماعت
و داری می بینی هرچه زحمت می کشم
شده بخور و هیس،
گفتم بیا بهت بافتنی یاد
بدم و بنشین واسه خودت کار کن تو خونه💁
و پول جمع کن بده طلا و بعد
از طلا یه خانه ای کاه‌گعلی برای خودت بخر و
بهش گفتم من همیشه قرار نیست
اینقدر زرنگ و شفق خیز بمونم
گفتم منم روزی پیر یا کم میارم
پس تا فرصت هست فکر خودت
و آینده اسرامون باش
من که بهش گفتم به این بگیر و ببند ها
عادت کردم😊
ولی تو سزاوار یک زندگی خوب و آروم هستی نه این که پشت سر من آوار بشی،💔🚶
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

#گلزار اومده به #عطاران تیکه انداخته که مررررد به خودت برس !...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

Iove and the moonPart19ویو یونا ها راستی امشب با تهیونگ ب...

پارت ۲۲ مهمونی بالاخره تموم شد.وقتی آخرین مهمون رفت، من هم ا...

سناریو از ایران و اسرائیل و آمریکا

کسخلان گروگان

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط