سناریو:
سناریو:
وقتی یکی میاد و جلوی اونا بهت اعتراف میکنه :
نامجون : (چند لحظه ساکت موند و اطراف نگاه کرد بعد خیلی خونسرد گفت) فکر کنم یه چیزی رو نمیدونی و نگاهشو به تو انداخت
جین : (ابروهاشو بالا برد و گفت) جالبه نمیدونستم اینقدر راحت جلوی من اعتراف میکنه و تو فهمیدی که خیلی حسودی کرده
شوگا : (اون هنوز داشت حرف میزد که شوگا با آرامش گفت) قبل از اینکه ادامه بدی فکر کنم بهتره خودمو معرفی کنم من پارتنرشم
جیهوپ :(چیزی نگفت و فقط به تو نگاه کرد وقتی اعترافش تموم شد آروم کنارت ایستاد و گفت) خوب حالا فکر کنم وقتشو بدونی من کیم
جیمین : (با اخم گفت) ببخشید که وسط حرفت میپرم ولی فکر کنم قبل از اینکه اعتراف باید یه سوال میپرسیدی اونم اینه که آیا کسی تو زندگیش هست یا نه
تهیونگ : (لبخند کوچیک زد و گفت) میفهمم چرا ازش خوشت اومده ولی متأسفانه برای تو اون تنها نیست
جونگ کوک: (با لبخند کوتاهی گفت) اعتراف قشنگی بود فقط یه مشکل کوچیک داره اینکه ایشون قبلاً انتخابشون رو کردن
نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی یکی میاد و جلوی اونا بهت اعتراف میکنه :
نامجون : (چند لحظه ساکت موند و اطراف نگاه کرد بعد خیلی خونسرد گفت) فکر کنم یه چیزی رو نمیدونی و نگاهشو به تو انداخت
جین : (ابروهاشو بالا برد و گفت) جالبه نمیدونستم اینقدر راحت جلوی من اعتراف میکنه و تو فهمیدی که خیلی حسودی کرده
شوگا : (اون هنوز داشت حرف میزد که شوگا با آرامش گفت) قبل از اینکه ادامه بدی فکر کنم بهتره خودمو معرفی کنم من پارتنرشم
جیهوپ :(چیزی نگفت و فقط به تو نگاه کرد وقتی اعترافش تموم شد آروم کنارت ایستاد و گفت) خوب حالا فکر کنم وقتشو بدونی من کیم
جیمین : (با اخم گفت) ببخشید که وسط حرفت میپرم ولی فکر کنم قبل از اینکه اعتراف باید یه سوال میپرسیدی اونم اینه که آیا کسی تو زندگیش هست یا نه
تهیونگ : (لبخند کوچیک زد و گفت) میفهمم چرا ازش خوشت اومده ولی متأسفانه برای تو اون تنها نیست
جونگ کوک: (با لبخند کوتاهی گفت) اعتراف قشنگی بود فقط یه مشکل کوچیک داره اینکه ایشون قبلاً انتخابشون رو کردن
نظرتون و حتما بگید نانای ها #سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۴۴۹
- ۱۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط