نگاهت میکنم

نگاهت میکنم
زبانم میگیرد
چه چیزی بگویم که شایسته ی اینهمه زیبایی باشد .
شعری میخوانم شاید بدانی که چه حالی دارم .
تو مرا میبوسی
و من از شدت شوق میمیرم .
نزدیک می آیی
سرت را بر سینه ام میگذاری
تا صدای قلبم را بشنوی
قلبم میلرزد و می ایستد
اما به عشق تو دوباره میزند
تا شاید بشنوی که در هر تپشش
عشق تو را فریاد میزند
دستهایم را باز میکنم
و تو را در امن ترین جای آغوشم حبس مینمایم
لبخند میزنی و من از زیبایی لبخندت
دوباره میمیرم
تو باز هم مرا می بوسی
و من چشمهایم را باز میکنم .
وای بر من
تمام دنیایم به هم می ریزد .
کاش از این خواب شیرین
هیچوقت بیدار نمیشدم
#عاشقانه#عاشقانه_ها #دلنوشته #دلنوشته_ها #دلنوشته_های_من #عکسنوشته#عکس_نوشته#خواب
دیدگاه ها (۲)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

پرنسس ناخواسته

عاشقانه های شبنم

جونگکوک عزیزم ۲۹ سالگیت رو از صمیم قلب تبریک می‌گم🐰🎂در این ر...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹¹_بخش دوم_در کوپه را نیمه باز میگذارم که اگر ...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

تولدت مبارک، پارک جیمینِ من، فرشته‌ی کوچولوی دنیای من. 💛🐥🎂ام...

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط