محو زیبایی او
محو زیبایی او
پارت ۴۸
ویو ته یونگ
از رزا جدا شدم و رفتم پیش جین تا شاید بشه با بیرون ارتباط بگیریم
بعد از چند مین رفتم توی اتاق رزا روی تختش نشسته بود پتو و زانوی غم بغل کرده بود
رفتم کنارش و پیشش نشستم دستی روی سرش کشیدم سرش رو بالا آورد لبخندی زدم صورتش خیلی بامزه بود چشم ها و دماغ ش قرمز بود
+ میخندی
و شدید تر گریه کرد لبخندم رو قورت دادم
- نه کی گفته
منه منه کله گنده 😂😂میدونم خیلی بی نمکم
- فسقلی من چی ناراحتش کرده ؟
+ تهیونگ
- جانم ؟
+ خیلی داری لوسم میکنی
خندم رو نتونستم قورت بدم آخه جوری نگام میکنی میخوام هزار با قربون صدقت برم
- شاید
+ اوهوم ، لنا به خاطر من مرد
و صدای گریش همه جا پخش شد دلم نمیخواست گریه کنه قلبم درد گرفت میخوام وجودم رو بدم تا یه اشک ازش نبینم
- اگه گریه ت تموم شه بوست میکنم
ته یونگ احمق این چه رشوه ایه آخه گریه هاش دیوونم کرده نمیدونم چی بگم فقط گریه نکنه لطفااااا
خودشو جمع کرد معلومه که امادست
😈😈😈
+ تموم شد
لبخند شیطانی زدم
هولش دادم روی تخت دراز کشید و دورش حصار زدم رفتم سراغ لباش و دلم میخواست با تمام وجودم قورتش بدم
رفتم سراغ لباسش و کراوات رو در آوردم دو تا دکمه اول رو باز کردم و شروع کردم به بوسیدن گردنش به گاز کوچولو گرفتم
+ آخ درد داشت
سرم رو بلند کردم اه دوباره این دخترای فضول
مارال : من مطمئن بودم شما با هم میخوابید
و با ذوق به ما خیره شده بودند کاش میشد رزا رو یه جا گیر میوردم و هیچکی مزاحم نمیشد
😈😈😈
بلندگو : همه در سالن اصلی حاضر شن
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
پارت ۴۸
ویو ته یونگ
از رزا جدا شدم و رفتم پیش جین تا شاید بشه با بیرون ارتباط بگیریم
بعد از چند مین رفتم توی اتاق رزا روی تختش نشسته بود پتو و زانوی غم بغل کرده بود
رفتم کنارش و پیشش نشستم دستی روی سرش کشیدم سرش رو بالا آورد لبخندی زدم صورتش خیلی بامزه بود چشم ها و دماغ ش قرمز بود
+ میخندی
و شدید تر گریه کرد لبخندم رو قورت دادم
- نه کی گفته
منه منه کله گنده 😂😂میدونم خیلی بی نمکم
- فسقلی من چی ناراحتش کرده ؟
+ تهیونگ
- جانم ؟
+ خیلی داری لوسم میکنی
خندم رو نتونستم قورت بدم آخه جوری نگام میکنی میخوام هزار با قربون صدقت برم
- شاید
+ اوهوم ، لنا به خاطر من مرد
و صدای گریش همه جا پخش شد دلم نمیخواست گریه کنه قلبم درد گرفت میخوام وجودم رو بدم تا یه اشک ازش نبینم
- اگه گریه ت تموم شه بوست میکنم
ته یونگ احمق این چه رشوه ایه آخه گریه هاش دیوونم کرده نمیدونم چی بگم فقط گریه نکنه لطفااااا
خودشو جمع کرد معلومه که امادست
😈😈😈
+ تموم شد
لبخند شیطانی زدم
هولش دادم روی تخت دراز کشید و دورش حصار زدم رفتم سراغ لباش و دلم میخواست با تمام وجودم قورتش بدم
رفتم سراغ لباسش و کراوات رو در آوردم دو تا دکمه اول رو باز کردم و شروع کردم به بوسیدن گردنش به گاز کوچولو گرفتم
+ آخ درد داشت
سرم رو بلند کردم اه دوباره این دخترای فضول
مارال : من مطمئن بودم شما با هم میخوابید
و با ذوق به ما خیره شده بودند کاش میشد رزا رو یه جا گیر میوردم و هیچکی مزاحم نمیشد
😈😈😈
بلندگو : همه در سالن اصلی حاضر شن
❤️ حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
- ۳.۸k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط