{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
با من بمان تا در کنارت جان بگیرم
در سینه ی طوفانیت سامان بگیرم

دیروز با نامت شدم آغاز ، مگذار
امروز بی نامِ تو ، من پایان بگیرم

در دشت بی آب خیالم ریشه کردی
فرصت بده تا وامی از باران بگیرم

جان دادَنَم گر باب میل توست،هر دم
چشمت مرا کافی ست تا فرمان بگیرم

رنگ خزان چون می زنی بر لحظه هایم
من داد خود از مهر یا آبان بگیرم ؟؟؟

پُر می شوم از شور هستی با نگاهت
با من بمان تا بار دیگر جان بگیرم...
دیدگاه ها (۵)

....به حرمت نگاه تو، زدم کنار پرده رابه عشق روی ماه تو، زدم ...

...دلم برای خودم تنگ می‌‌شود بی‌توو خط فاصله پر رنگ می‌‌شود ...

....شبی بهانه ی من شو برای بیدارینگو! دوباره برایم بهانه ای ...

....تو چشمای پر از دردم ، بدنبال چه میگردیاسیر این تب و دردم...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

:با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگی...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط