{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

:

:
با من بمان تا در کنارت جان بگیرم
در سینه ی طوفانیت سامان بگیرم

دیروز با نامت شدم آغاز ، مگذار
امروز بی نامِ تو ، من پایان بگیرم

در دشت بی آب خیالم ریشه کردی
فرصت بده تا وامی از باران بگیرم

جان دادَنَم گر باب میل توست،هر دم
چشمت مرا کافی ست تا فرمان بگیرم

رنگ خزان چون می زنی بر لحظه هایم
من داد خود از مهر یا آبان بگیرم ؟

پُر می شوم از شور هستی با نگاهت
با من بمان تا بار دیگر جان بگیرم!!!
دیدگاه ها (۲)

میان تمام نداشتن ها دوستت دارمشانس دیدنت را هرروز ندارم، ولی...

: ( بی تو مهتاب شبی ) کوچه مرا آه کشیدروی دیواره ی دل عکس تو...

دوستت دارم و این علت ایمان من استدر هوای نفست معجزه ی جان من...

گاهی دلم برای تو بد شور می زنددستی به روی اسم تو هاشور می زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط