{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشاییست
مرا در اوج میخواهی .تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمیگرید بحال ما
همه از من گریزانند توهم بگذر ازاین تنها
فقط اسمی بجا مانده از انچه بودم وهستم
دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم .به خود کرده گرفتارم
بجز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم اواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
گره افتاده درکارم به خود کرده گرفتارم
بجز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرابا خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
دیدگاه ها (۱۶)

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!! ببین مرگ مرا د...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!!  ببین مرگ مرا د...

چنان دل کندم از دنياکه شکلم شکل تنهاييستببين مرگ مرا در خويش...

چنان دل کندم از دنیاکه شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خوی...

چنان دل کندم از دنیا, که شکلم شکل تنهایی ستببین مرگ من را در...

چنان دل کندم ازدنیاکه شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرادرخویشکه...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ..!ببین مرگ مرا در...

چنان دل کندم از دنیا ، که شکلم شکل تنھایی ستببین مرگ من را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط