صبح من رنگ گرفته به پگاهت شده است

صبح من رنگ گرفته به پگاهت شده است
دل من تنگ و هوایی نگاهت شده است

عکس تو در بَر من یاد همه خاطره هاست
جان مصفاّ شده ی صورت ماهت شده است

در سیاهی لشکر زلف تو مبهوت شدم
چشم من محو تماشای سپاهت شده است

تو چه کردی که دلم رام تو شد یکباره
فکر من همسفر غصه و آهت شده است

حک شده نام تو بر روی دلم تا به ابد
دل تنهای خودم چشم به راهت شده است
دیدگاه ها (۴)

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت کر...

"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت کر...

"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت کر...

‌"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت ک...

‌"نازنینم عشق را نذر نگاهت کرده ام ماه را قربانی چشم سیاهت ک...

می سپارم دل ، بماند در پناهت نازنینیا شَود بازیچه ی دس...

در جان ندارم آتشی ، غیر از نگاهت عشق من شب تا سحر ، سوزد دل...

ای گرم‌تر از پنجه‌ی خورشید نگاهتای چشم پلنگان جهان خیره‌ی ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط