{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جان ندارم آتشی ، غیر از نگاهت عشق من

در جان ندارم آتشی ، غیر از نگاهت عشق من
شب تا سحر ، سوزد دلم در دود و آهت عشق من
آتش به جانم می زنی ، هر دم پریشان می شوم
با هر نگاهت جان شدی جانا پگاهت عشق من
ای عشق من با دیدنت هر شب فروزان شد دلم
مجنون عشقت را ببین چشمش به راهت عشق من
چون ماه رخشان شد دلم ، نورت به من تابیده است
مهتاب من در آسمان شد روی ماهت عشق من
یک شب بیا از کوچه ی این دل گذر کن ماه من
گر رد کنی این خواهشم باشد گناهت ، عشق من
دیدگاه ها (۲)

بیا با هرم دستانت از این ماتم رهایم کندلم بدجور غم دارد بیاا...

باتو هوای ابری آبانم آرزوستباتو صدای بارشِ بارانم آرزوستباتو...

ﺍﮔﺮ ﺯ ﺑﺎﻍِ ﺳﮑﻮﺗﻢ، ﻓﻐﺎﻥ، ﺟﻮﺍﻧﻪ ﺯﻧﺪﺯ ﺗﺮ ﺯﺑﺎﻧﯽِ ﻣﻦ، ﺻﺪ ﺯﺑﺎﻥ، ﺟﻮ...

ِدلم  در  پیش  دلبر  خانه داردبه  کنجِ  سینه اش کاشانه داردز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط