مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو

مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو
همدم دردم و این درد، کشیدن دارد

تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من
سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد..

شهریار
دیدگاه ها (۳)

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

جاده بی راهه

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

و هان ای تصدقت شوم قربان درد بازوهایت برومبیا فالت را بگیرم ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خد...

تنهایی ام مرا چه غم ورنج وآه داد دستم گرفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط