{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گرهم گله ای است دگرحوصل

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گرهم گله ای است دگرحوصله ای نیست
سرگرم بخودزخم زدن درهمه عمرم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست
درحسرت دیدارتوآواره ترینم هرچند که تامنزل تو فاصله ای نیست
زیرباره باتوبودن یه ستون نیمه جونم اینکه اسمش زندگی نیست جون به دستات میسپردم.
دیدگاه ها (۱)

برای گفتن من شعرهم به گل مانده نمونده عمری وصدهاسخن به دل ما...

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیسگرهم گله ای هست دگرحوصله ای ...

برای گفتن من شعرهم به گل مانده،نماده عمری وصدهاسخن به دل مان...

برای گفتن من شعرهم به دل گل مانده، ، نمانده عمری صدهاسخن به ...

ازدست عزیزان چه بگویم. گله ای نیست*گرهم گله ای هست دگرحوصله...

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گله ای نیست گرهم گله ای ه...

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گله ای نیست گرهم گله ای ه...

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست*گرهم گله ای هست دگرحوصله...

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیستگرهم گله ای هست دگرحوصله ای...

از دست عزیزان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط