ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گرهم گله ای است دگرحوصل
ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گرهم گله ای است دگرحوصله ای نیست
سرگرم بخودزخم زدن درهمه عمرم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست
درحسرت دیدارتوآواره ترینم هرچند که تامنزل تو فاصله ای نیست
زیرباره باتوبودن یه ستون نیمه جونم اینکه اسمش زندگی نیست جون به دستات میسپردم.
سرگرم بخودزخم زدن درهمه عمرم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست
درحسرت دیدارتوآواره ترینم هرچند که تامنزل تو فاصله ای نیست
زیرباره باتوبودن یه ستون نیمه جونم اینکه اسمش زندگی نیست جون به دستات میسپردم.
- ۳.۰k
- ۲۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط