برای گفتن من شعرهم به گل مانده نمونده عمری وصدهاسخن به دل

برای گفتن من شعرهم به گل مانده نمونده عمری وصدهاسخن به دل مانده
ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گرهم گله ای هست دگرحوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن درهمه عمرم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست
درحسرت دیدارتو آواره ترینم
هرچند تامنزل تو فاصله ای نیست.
دیدگاه ها (۴)

برای گفتن من شعرهم به گل مانده،نماده عمری وصدهاسخن به دل مان...

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گرهم گله ای است دگرحوصله ا...

برای گفتن من شعرهم به دل گل مانده، ، نمانده عمری صدهاسخن به ...

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیسگرهم گله ای هست دگرحوصله ای ...

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گله ای نیست گرهم گله ای ه...

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گله ای نیست گرهم گله ای ه...

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیستگرهم گله ای هست دگرحوصله ای...

درحسرت دیداره تو آواره ترینم هرچند که تامنزل تو فاصله ای نیس...

بــرای گفــتــن مـن شــعر هــم بـه گـل مـاندهنمانده عمری و، ...

درحسرت دیدارتو آواره ترینم هرچند تا منزل تو ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط