{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیس

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیس
گرهم گله ای هست دگرحوصله ای نیس
سرگرم به خودزخم زدن درعمرم
هرجزاین دست مرا مشقله ای نیس
دیریست که ازخانه خرابان جهانم
برسقف فروریخته ام چلچله ای نیس
درحسرت دیدارتوآواره ترینم
هرچندکه تامنزل توفاصله ای نیس
دیدگاه ها (۴)

دوباره جمعه و غروب دلگیرش .دوباره سکوت تنهایی من .ای کاش هیچ...

این روزگاربدکرده باقلبم کم بوده اززندگی سهممدلیل میبافند برا...

گله به خارگفت که چرانمی شی ازمن تو جدابرومیخام تنها باشمتوخی...

سلام .سلامی به زیبایی طلوع کنار دریا.به زیبایی دلهای عاشق .ب...

ازدست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گرهم گله ای است دگرحوصله ا...

دیریست که درحسرت دیدارتوآواره ترینم هرچندکه تامنزل توفاصله ا...

برای گفتن من شعرهم به دل گل مانده، ، نمانده عمری صدهاسخن به ...

برای گفتن من شعرهم به گل مانده نمونده عمری وصدهاسخن به دل ما...

برای گفتن من شعرهم به گل مانده،نماده عمری وصدهاسخن به دل مان...

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گله ای نیست گرهم گله ای ه...

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گله ای نیست گرهم گله ای ه...

از دست عزیزان

ازدست عزیزان چه بگویم. گله ای نیست*گرهم گله ای هست دگرحوصله...

ازدست عزیزان چه بگویم، گله ای نیست*گر هم گله ای هست، دگر حوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط