{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست عزیزان چه بگویم

از دست عزیزان چه بگویم
گله ای نیست
گله ای نیست
گرهم گله ای هست دگر
حوصله ای نیست
حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هرلحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست
دیریست که از خانه خرابان جهانم
برسقف فرو ریخته ام
چلچله ای نیست
چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هرچند که تا منزل تو
فاصله ای نیست
فاصله ای نیست
دیدگاه ها (۱۲)

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست/قدر دل را دلبرم آهسته آهسته شک...

نجار چقدر دلخوش است . . .هنوز هم تخت دو نفره میسازد . . .نمی...

امشب از دست دلم سخت شکایت دارم....که چرا تونیستی ومن به تو ع...

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنمدردی اگر داری بگو بابوس...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرادگر از دست کسی هم گله ای نی...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

My professor Chapter:2Part:60این دفتر همون دفتری بود که هیزل...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵¹این چیز ها الان اص...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

آخرین دعا 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط