دلبر که جان فرسودازاو

دلبر که جان فرسودازاو
کام دلم نگشودازاو
نومیدنتوان بودازاو
باشد که دلداری کند...


چون من گدای بی نشان
مشکل بودیاری چنان
سلطان کجاعیش نهان
بارندبازاری کند...
دیدگاه ها (۱)

دلبر که جان فرسود از او کامِ دلم نَگْشود از اونومید نتوان بو...

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

هوای وصل تو روشن کند کلامم رانسیم موی تو جادو کند مشامم راچن...

به وقت دلتنگی

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

عاشقانه های شبنم

دلم می‌خواست تمام پروانه‌ها را مهمان دلت کنم،تا گل‌های لطیفِ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

عاشقانه های شبنم

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط