{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاروان ها یک به یک رفتند سوی کربــلا

کاروان ها یک به یک رفتند سوی کربــلا
دیـدی آخـر مـانـد بر دل آرزوی کـــربــــلا

همچو بیداران بیدل در میان خاک و خون
کی شود جانم بگیرد رنگ و بوی کربـــلا


💞 @abalfazlas 💞
دیدگاه ها (۱)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

«امروز در مسیر اربعین، میان موکب‌ها و پرچم‌های یا حسین(ع)، ب...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

پارت دوم: برخورد دو پادشاهپورت سئول، ساعت ۳ بامداد. صدای برخ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط