شروع پارت سوم.

شروع پارت سوم.
خلاصه گذشت و من و مری خیلی هارا شکست دادیم .
اما آنها میخواستن من و مری را بکشن.
ولی من و مری نذاشتیم.
و من و او یک جورایی جور شدیم مانند خیلی های دیگر.
چیز بدی که بود آدم بد ها مری را کشتند و اسپایدر من یک عمر ناراحت است.
اما فقط ۲ سال میشه که مری مرده است.
و همه برای مری آمدند و من مراسم بسیار بزرگی را بر گزار کردم.
واسپایدر من منتظر بود تا انتقام مری را از سیگ بگیرد.
اما مرد عنکبوتی انتقام خود را از سرباز های او گرفت.
و مرد عنکبوتی هنوزهم منتظر است که او برگردد.
ولی هیچی معلوم نبود که مری زنده است یا مرده است .
همه به مرد عنکبوتی می‌گفتند که مرده است .
اما مرد عنکبوتی عصبانی می‌شد و می گفت خفه شید مری زنده است من مطمئنم خودم دیدم مری را بردند در زیر زمین. خلاصه مرد عنکبوتی به بیمارستان رفت
چون حالش بد بود.
دیدگاه ها (۰)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۷ مروارید فرار نکرد حتی گوشش رو بی...

ابلیس

My Arirang Part ۱۷.( صدای باز شدن آروم در ... پیشکار هون که ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

پارت هفتم عشق بد ♀️⛓️ حالا یه سوال چرا ؟گرمی به خواهرش زنگ ن...

Mary's Blood سلام سلام ادمین ملیکا تئوری نویس تون اینجاست خ...

ヾ(^-^)ノhi این پست برای معرفی شخصیت های سناریوی هنتای از سوکو...

-دیدار اشتباه- سال۲۰۱۲دخترک بعد سه سال به کشور. خودش پا گذاش...

سریال بوتیک سری

پارت62یکی دوسال بعد بود که مادرت داشت تو به دنیا می اورد من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط