{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به وسعت جغرافیای خواستنت

به وسعت جغرافیای خواستنت
فریاد می کشم
تاریخ آخرین نگاهت را
مرور می کنم
به واقعه ی چشمانت
می رسم
محو می شوم
در توالی و تکرارِ حادثه ی عشق.
تو را می خوانم
و آموزگار شب
مدام، آزمونِ دلتنگی ها دارد
خالیِ آغوشم
زمین و زمان را تنگ است
راه آسمان بسته
و التماسِ خسته ام
با مهتاب در نبردی سرد.
قلبم
حجم نداشتنت را
تاب ندارد
از خودم تکه تکه
مرز می سازم
از خاطره ها حصار می بافم
که هر محدوده ام را
تو پایان
تو آغاز
باشی...
دیدگاه ها (۱)

به وسعت جغرافیای خواستنتفریاد می کشمتاریخ آخرین نگاهت رامرور...

وقتی شامه حیاط مست از عطر شب بوها می شودو خرمایی چشمانتسنگین...

تحمل می‌کنم اندوه دنیایی خیالی راتماشا می‌کنم نیم پر لیوان خ...

انحنای لب های تو هلالِ مهتاب ،و خنده های توموسیقی بی کلام شب...

#تو‌را‌صدا‌کردم...سَرِ چشمه‌و و شبانه...در تاریکی چشمانت را ...

محمد ابراهیم جعفری

فریدون گیلانی شاعر قائمشهری

دانلود رمان ملکه منزوینویسنده: نازنین آقاییژانر: عاشقانه، اج...

من ریزه کاری های بارانمدر سرنوشتی خیس می مانمدیگر درونم یخ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط