{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم را

دلم را
این سکوت محض تسلیم نگاهت را
زعشقت باز آتش زن
اگرچه دشت دل تا بی نهایت
ابری و تیره ست
و در این دشت، وحشت
چون سرابی می برد با خود
مرا تا عمق مرگی زرد،
اما رهگذر
من خوب می دانم
که روزی باز خواهی گشت
ومن در سایه ی مهرت
زخود آزاد خواهم شد
و سر مست از حضور تو
قماری سبز خواهم کرد
ودر آخر در آن بازی
تپش های دلم را شاد خواهم باخت
و در آغوش گرمای نگاهت
با غروری سرخ خواهم مرد
و باتو تا خدا

پرواز خواهم کرد
دیدگاه ها (۲)

...

؟؟

سلام

......

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

اتاق‌ها: پارت هشتم

🦋گیسوی شب🦋# پارت صد سی پنجآریا:با صدای بلندآهنگی از خواب بی...

حمید عرفان

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط